larisa
۷۷
پسند
و من همیشه میخوردم
و من همیشه میخوردم
به دری که بسته بود،
یا میرسیدم به جمعیّتی که راه نمیدادند،
حتی به عمد دست دراز میکردند
تا نگذارند جلوتر بروم
میدانستم که نمیرسم
امّا رفتم،
تمامِ شب،
تمامِ روز.......
دانلود
۷۷۷
۰۹ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (
۶
)
✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لبهایش.روی لبها...
✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...
یکی بود که خیلی پولدار بود،اما همیشه فقط یک دست کتوشلوار قه...
مادری که آرزوی پسر پنجسالهاش را باور نکردآنچه امروز بیش از...
آوای شبپارت ۲ ویو نویسندهشب کریسمس بود همه خوشحال بودند جشن ...
یه روز میرسه که دیگه فقط از پشت صفحه بهشون نگاه نمیکنم...ی...
و خلأ، آغازِ همهچیز است؛از همانجایی که آدمدیگر چیزی برای ا...
✈️ چند روز بیشترپارت ۱۶وقتی شب شد، نامجون لیا رو به خونه رسو...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین