مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند
دیدگاه ها (۳)

بیا سیراب کن امشب ، لبان تشنه آبم رانوازش کن تنم ، از من بگی...

...ذکر روز یکشنبه..یا ذَالجَلالِ و الاِکرام》معنی 》(ای صاحب ش...

سرانجامروزی با تووداعی آبیخواهم کردتو از من خواهی پرسیدمگر و...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

باد سردی از میان پنجره‌های بلند و سنگی تالار به داخل می‌پیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط