شرمنــده این پســت +18 هســت ولی خیــلی دردناکــۂ تنه دخت

شرمنــده این پســت +18 هســت ولی خیــلی دردناکــۂ تنه دختر داغ بود
درد داشت...
اما توی دلش آرامش بود...
پسر کنار دختره دراز کشیده بود.
دختر پیشونیه پسر رو بوسید و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست...دختر درد داشت اما حس خوبی توی دلش بود
دردش روی لباش ب لبخند تبدیل میشد..دستشو دراز کرد ک از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ک یدفه دست پسر رو روی شونش حس کرد..دختر فقط ی جمله شنید..
کجا لاشی؟نپوش!رفیقمم هست
دیدگاه ها (۲)

سلام دوستان من امشب یه چیزی شنیدم واقعن حالم گرفته شد میگن ی...

k…عشقه منبی تو دنیا باتمام خوبی هاش... نمی تونه منو بخندو...

سخت است... که بفهمی... عمری "سرگرمی" کسی بوده ای... که تما...

خوشتیپه.نه!!!!

پارت چهار

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

سکوت پیست²Part:²شاخه ای از موهاش که جلوی صورتش بودو گرفتمو ک...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

پارت ۷: آخرین نفسیک شب، تهیونگ از درد تویِ تخت پیچید. سردردش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

still with you

My Fateful Destinyسرنوشت شوم من part۱۴ پلک هاش رو روی هم قرا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟓حرف پسر با کوبیده شدن ل.ب های مرد به ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط