از کودک فال فروش پرسیدم:چه میکنی؟گفت از حماقت انسان ها تک

از کودک فال فروش پرسیدم:چه میکنی؟گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم اینها از منی که در امروز خودم مانده ام فردایشان را می خواهند !
دیدگاه ها (۲)

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

ببینید کسانی که دوگانه «جنگ» و «زندگی» راه انداخته‌اند و ما ...

از خودم پرسیدم؛ چه چیزی در زندگی اینقدر قشنگه که دست ازش بر ...

دو نوع زن داریم!‌آیت‌الله جوادی آملی: زنانی که درزمان امنیت،...

♨️اردوغان: تاوان جنگ‌افروزی اسرائیل علیه ایران را همۀ جهان م...

رها💔 چشم هایش به قلبم نرسیدنداز آن عبور کردندبعد از او فهمید...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط