مستی هم درد منو ديگه دوا نمیكنه غم با من زاده شده منو رها

مستی هم درد منو ديگه دوا نمیكنه غم با من زاده شده منو رها نمیكنه
منو رها نميكنه منو رها نميكنه شب كه از راه ميرسه غربتم باهاش مياد
توي كوچه هاي شب با صداي پاش مياد من غماي كهنمو بر مي دارم
كه توي ميخونه ها جا بزارم مي بينم يكي مي ياد از ميخونه
زير لب مستونه آواز مي خونه مستي هم درد منو ديگه دوا نميكنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه منو رها نميكنه منو رها نميكنه
گرمي مستي مياد توي رگهاي تنم مي بينم دل مي خواد با يكي حرف بزنه
#خاص
دیدگاه ها (۱)

پارت پانزدهم ات. وقتی رفتیم لباس عروس بخریم اومد تو رختکن لب...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?_دوست دخترش به محض خارج شدن ا/ت از آشپزخونه رفت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

روباه کوچولوی من پارت بیست ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای مثل وح...

پارت ۴۲

dark life = 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط