بین خودمان باشد از روی دلم رد شد

بین خودمان باشد از روی دلم رد شد
آن روز که اومیرفت انگار هوا بد شد
باران خزان آن روز بر پنجره ها میکوفت
غم بود در آهنگش انگار دلش میسوخت
دیدگاه ها (۱)

کجا رفت آن که گر روزی به کوی او نمی‌رفتم دَمی صد بار می‌کرد...

..ناگـهـان در کــوچـه دیــدٖم بی وفای خـویش را باز گـم کردم ...

عاشقانه های شبنم

ناگهان به حال خود گریستم، چرا که بعد از هر خوشی ، نگران بودم...

روزگارِ نکبتی شده، آن‌قدر که آدم دلش می‌خواهد مدام به خاطره‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط