آرام سرجایم نشسته بودم

آرام سرجایم نشسته بودم
اما حسابش از دستم در رفت
روزهایی که خودم را 
تنها گذاشتم و رفتم سراغ تنهایی دیگران!
چقدر به خودم توجه بدهکارم....
دیدگاه ها (۲)

نامت هنوز هم هیجان می دهد مرااین پرچم شماست تکان می دهد مراا...

هردم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله این قافله تا کربلا دیگر ...

خورشید را می دزدمفقط برای تومی گذارم در جیبمتا فردا بزنم به ...

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كندبگذرد از هفت بند ما صدا را ت...

Part.1#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:72رفتم به سمت خونه‌...در رو ب...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های دوستان...

رمان تو خود منی

حقیقت خاکستری💥♡1♡توی کافه نشسته بودم و قهوه امو جرء جرء می خ...

ویوخواب سوهی+ وقتی چشمام رو باز گردم روی سندلی بسته شده بودم...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

مهم

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط