او به یکباره رفت

او به یکباره رفت.

هرگز نخواهمش دید ،

روزها گذشت ، هفته ها گذشت ، ماه ها گذشت ، سال ها را می شمارم پس چرا تازه ای ؟

رفتنت بوی کهنگی نمی دهد ،کاش کهنه می شد غم ندیدنت .
او رفت و من دلتنگ شنیدن صدایش حتی از پشت تلفن ، از راهی دور.

کاش بودی ، این همه شتابت برای چه بود؟

چه زود حسرت نداشتنت را تجربه ام کردی .

به تو فکر می کنم ، دوست دارم آغوشم بوی تو را بگیرد ،

چه کنم این تنها دلخوشی من است .

گاه در خیالم جان می گیری ، من زمان را نگه می دارم

داد می کشم حالا دارمش ، تو هستی ،


عقده ی دلم را خالی می کنم


تند وتند تو را می بوسم نکند که زود بروی ،


از تو چه پنهان دلم تنگ ناز کشیدنت شده ،

چه کنم که خیال پردازم

و این بار تند و تند بر دستانت بوسه می زنم


چون میدانم دوباره خواهی رفت ،

اصلا" من از این همه رفتن بیزارم واین فعل لعنتی رفتن آزارم می دهد .

دوباره تنها می شوم ،

او رفت ، راحت وبرای همیشه ،


همیشه چقدر دور است ، دلم میگیرد ،

تو رفتی و من ماندم اینجا دوباره بی تو ، برای همیشه ...
دیدگاه ها (۳۱)

فرقی نمیکند .."بیایی" یا "نیایی"من دیگر هیچ وقت حالم " خوب "...

تو نیستی ،اما من برایت چای می ریزم!دیروز هم نبودیکه برایت بل...

حالم خوب نیست، من شکست خورده ام، در این کشمکش بین من و دنیا،...

گرچه سالها ازپرواز بی بازگشتت میگذرد ولی غم فراغت همچنان با...

و اگر بی من به جای دور کوچ کنی ، تورا نخواهم بخشیدچرا که این...

فرشته ی من پارت ۲ا/ت : ولی شما . . .مویچیرو : نگران من نباش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط