و کاش وقتی ابر غم به گلویِ کوچکت می‌رسد،

و کاش وقتی ابر غم به گلویِ کوچکت می‌رسد،
از یاد نبری شانه‌ای در کار نیست،
و بهتر است بپذیری همیشه قرار است
در آغوش باد گریه کنی.
زیرا رنج تنهاست، و رنجور تنهاتر.
• حمید سلیمی
دیدگاه ها (۰)

هوش دارآنجا که در منتهای طاقت خود ایستاده ایدر ابتدای اصالت ...

می‌گفت : «هزار نفر را بوسیده‌اَم تا بتوانم یک نفر را فراموش ...

این مملکت هر شب‏ما را با حس درماندگی و ناچاری خواب‌مان می‌کن...

با خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست....

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،و طوری جزیات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط