تو مرا آنقدر آزردی
تو مرا آنقدر آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت
بکنم دل ز دل چون سنگت
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی
باز می آید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم نه!
میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد
تو بمان
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است
سخت بیمار شده است
تو بمان در شهرت
که خودم کوچ کنم از شهرت
بکنم دل ز دل چون سنگت
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی
باز می آید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم نه!
میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد
تو بمان
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است
سخت بیمار شده است
تو بمان در شهرت
- ۲.۲k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط