تو مرا آنقدر آزردی

تو مرا آنقدر آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت ...
بکنم دل ز دل چون سنگت، تو خیالت راحت....
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت ....
تو به من میخندی
و به خود میگویی:باز می آید و میسوزد از این عشق ولی....
برنمیگردم ،نه!
میروم آنجایی ک دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد....
تو بمان!
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد بی روح شده است !
نیش و خنجر شده است!
تو بمان در شهرت ....

#Tak_setareh★
دیدگاه ها (۱)

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت ...بکنم دل ز دل چو...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت ...بکنم دل ز دل چو...

تو مرا آنقدر آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت بکنم دل ز دل چون ...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم‌کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

و مرا آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط