Love and hate
Love and hate
پارت ۱۴
{ویو شب کنسرت}
ا.ت
بعد از چهار ساعت تمرین رفتم یه دوش نیم ساعتی گرفتم اومدم بیرون حوصله خشک کردن مو هام رو نداشتم رفتم سوار موتورم شدم و با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت رانندگی کردم و به سمت مکان کنسرت رفتم وقتی رسیدم از در پشتی رفتم داخل همه داشتن آماده میشدند رفتم یک بخش که فکر کنم برای درست کردن موهامون بود یک قیچی برداشتم میخواستم موهام رو کوتاه کنم که یکی اومد فکر کنم آرایشگر بود(علامت آرایشگر:آ)
آ:تو کی هستی داری چیکار میکنی
ا.ت:دارم موهام رو درست میکنم
آ:گمشو بیرون اصلاً میدونی اینجا برای آماده شدن چه کسانی است
ا.ت:نمیرم بیرون اره میدونم اعضای بی تی اس
آ: خفه پس گمشو بیرون(دست ا.ت رو گرفت و به سمت در رفت)
جونگکوک:داری چیکار میکنی
آ:سلام دارم این مزاحم رو بیرون میکنم
جونگکوک:گمشو ببینم داری یکی از عضوای رسمی بی تی اس رو بیرون میکنی
آ:شما یکی از عضوای رسمی بی تی اس هستید؟(شک و ترس)
ا.ت:اره
آ:(سرش رو انداخت پایین و با لکنت گفت) ب..ببخ.... ببخ.....شید(رفت)
ا.ت: ممنون(رو به جونگکوک)
جونگکوک:خواهش چرا از اول بهش نگفتی عضو بی تی اس هستی
ا.ت:میخواستم بدونم چیکار میکنه
ا.ت:خب الانم بهتره بریم آماده شویم تا دیر نشده
جونگکوک:اره خب بعداً میبینمت
ا.ت:منم همینطور
بعد از خداحافظی با جونگکوک رفتم موهام رو کوتاه کردم و یک تینت کمرنگ زدم و لباسم رو پوشیدم سانا رو دیدم رفتم پیشش وایسادم صدای جیغ و داد آرمیا سکوت رو شکسته بود کنسرت شروع شد اول پسرا رفتند تا به آرمیا توضیح بدهند و منو سانا منتظر بودیم صداشون رو میشنیدیم ناگهان صدای ها قطع شد و صدای نامجون اومد که از ما خواست بریم منو سانا هم رفتیم که با جمعیت زیادی رو به رو شدیم ناگهان یکی از آرمیا داد زد
آرمی:....
اسلاید یک لباس ا.ت
اسلاید دو مدل موی ا.ت
اسلاید سه لباس سانا
اسلاید چهار لباس اعضا
ادامه دارد
خماری😈
به نظرتون اون آرمی میخواست چی بگه تو کامنتا بگید و به پست قبلیم جواب بدین
پارت ۱۴
{ویو شب کنسرت}
ا.ت
بعد از چهار ساعت تمرین رفتم یه دوش نیم ساعتی گرفتم اومدم بیرون حوصله خشک کردن مو هام رو نداشتم رفتم سوار موتورم شدم و با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت رانندگی کردم و به سمت مکان کنسرت رفتم وقتی رسیدم از در پشتی رفتم داخل همه داشتن آماده میشدند رفتم یک بخش که فکر کنم برای درست کردن موهامون بود یک قیچی برداشتم میخواستم موهام رو کوتاه کنم که یکی اومد فکر کنم آرایشگر بود(علامت آرایشگر:آ)
آ:تو کی هستی داری چیکار میکنی
ا.ت:دارم موهام رو درست میکنم
آ:گمشو بیرون اصلاً میدونی اینجا برای آماده شدن چه کسانی است
ا.ت:نمیرم بیرون اره میدونم اعضای بی تی اس
آ: خفه پس گمشو بیرون(دست ا.ت رو گرفت و به سمت در رفت)
جونگکوک:داری چیکار میکنی
آ:سلام دارم این مزاحم رو بیرون میکنم
جونگکوک:گمشو ببینم داری یکی از عضوای رسمی بی تی اس رو بیرون میکنی
آ:شما یکی از عضوای رسمی بی تی اس هستید؟(شک و ترس)
ا.ت:اره
آ:(سرش رو انداخت پایین و با لکنت گفت) ب..ببخ.... ببخ.....شید(رفت)
ا.ت: ممنون(رو به جونگکوک)
جونگکوک:خواهش چرا از اول بهش نگفتی عضو بی تی اس هستی
ا.ت:میخواستم بدونم چیکار میکنه
ا.ت:خب الانم بهتره بریم آماده شویم تا دیر نشده
جونگکوک:اره خب بعداً میبینمت
ا.ت:منم همینطور
بعد از خداحافظی با جونگکوک رفتم موهام رو کوتاه کردم و یک تینت کمرنگ زدم و لباسم رو پوشیدم سانا رو دیدم رفتم پیشش وایسادم صدای جیغ و داد آرمیا سکوت رو شکسته بود کنسرت شروع شد اول پسرا رفتند تا به آرمیا توضیح بدهند و منو سانا منتظر بودیم صداشون رو میشنیدیم ناگهان صدای ها قطع شد و صدای نامجون اومد که از ما خواست بریم منو سانا هم رفتیم که با جمعیت زیادی رو به رو شدیم ناگهان یکی از آرمیا داد زد
آرمی:....
اسلاید یک لباس ا.ت
اسلاید دو مدل موی ا.ت
اسلاید سه لباس سانا
اسلاید چهار لباس اعضا
ادامه دارد
خماری😈
به نظرتون اون آرمی میخواست چی بگه تو کامنتا بگید و به پست قبلیم جواب بدین
- ۱۲۹
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط