چند روزی ست که بازی شروع شده

چند روزی ست که بازی شروع شده
یک روز به اتاقم خواهی آمد
دفتر شعرم رامیبینی
که روی میز، کنار مبل افتاده
وجنازه ای که
آرام وراحت به دور از هیچ دغدغه ای
به خواب اَبدی فرو رفته است
جنازه من است....
همه حرف هایم
را در قالب شعر برایت نوشته ام
آنها را میخوانی
خط به خط....
من همه حرف هایم را به تو خواهم زد
ولی کمی دیر شده
تو دیگر نمیتوانی جوابم را بدهی
وآن روز
روزی ست که
تو بازی را خواهی باخت...
دیدگاه ها (۱)

اصلا خوب نیستماشک می آیدو تصویر زنی که پشت پلک هایم سیگار می...

کاش تو اینجا بودیمن شعر میخواندم و تو لبخند میزدیو از آینده ...

....

این روزهابه آرامی دوستت دارمجوری کنارِ تو می آیممبادا که ناز...

💙زن‌ها می‌توانند در اوجِ دلتنگی لبخند بزنند آواز بخوانندغذای...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

Thirteen

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

[Part 1]#وقتی.تورا.باختندتهران | ساعت ۲:۴۷ بامدادنور آباژور ...

لونا و ويليام

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹³﴿ویو تهیونگ﴾چند ثانیه به صفحه‌ی خاموش ...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط