حسرت زندگی مرا میخورند

حسرت زندگی مرا میخورند
اما نمی دانند از درون ویرانم

به امید دیدار دوباره ات

شبها را به صبح میرسانم

قلبم با یاد تو طوفانی میشود

و چشمهایم

از گریه های شبانه

به سان کویر خشکی مانده

چرا رسیدن به تو اینقدر سخت است

آیا سزاوارت نیستم..

که وجودم را حس نمیکنی

ای کاش

لحظه ای به خود آیی

و ببینی چقدر دیوانه ات هستم
دیدگاه ها (۳)

حوصله ندارم

:)

اینم باران خانم نفس مامان

#کورد#کوردستان

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط