درد هایت را دورت نچین که دیوارشوند، زیر پایت بچین که پله

درد هایت را دورت نچین که دیوارشوند، زیر پایت بچین که پله شوند، هیچ وقت نگران فردایت نباش، خدای دیروز و امروزت، فرداهم هست! ما اولين دفعه است که تجربه بندگي داريم ولى اوقرن هاست که خداست…!!!
دیدگاه ها (۸)

اینایی که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشوون میخندنآدمایی ه...

چــــــــوپان خیالش راحت بود کـــہ " سگ " هـــــــــواے " گل...

عجب دنیاییست...!کافیست چمندانت را ببندی........................

حقیقت این است ...فرودگاهها، بوسه های بیشتری از سالن های عروس...

در سایه ی گذشته🌑(درخواستی از یک گل زیبا🌸)# قسمت اول: «اولین ...

پارت پنج

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁰بعد از ناهار، صدای مادر جونگکوک از پ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط