با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ...

با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ...
تا که شرح عشقمان یک قصـــه ی دیرین شود

آنـقَـدَر شــور از دلـم صَــــــرفِ نگــاهــت می کنم
تا تمــام تلخـی چشمـــــــان تـو شیــرین شود

آنچنـــان پـــرشـــور می رقصــم کــه از تـأثیــر آن
مـوجِ موهــــایِ تو هـــم یکـجــور آهنگــین شود

مطـمئنــم هـــــم زمــــان بـا دیــدنِ لبخـــندِ تو
چشم هــایم روبــروی هــر غمـــی رویـین شود

جالب است اینکه: فقـط کافیـست تا نام تو را
بر زبان آرم کـــه از آن خـــانه عطـــرآگیـن شود

« دوستَت دارم » اگر جــزوِ گنــاهان من است
دوست دارم تا گنـاهم باز هـــم سنگین شود!
دیدگاه ها (۲)

چشمانت را مےبوسمڪہ گریستہ‌اند براےِ عشقلبانت را ڪہسڪوت ڪرده‌...

چون واژه ی گرسنه ی عشقایستاده ام روبروی چشمانتتمام نگاهت را ...

دارم به هوای بودنت می میرمدرچشم تو می خورد رقم تقدیرمبی حو...

بودنت آرامشے ستکه تزریق مے شود درون رگ هایمبا حس نفس هایتتکث...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط