می نویسم از دلم!

می نویسم از دلم!
از تنهایی هایم...
ازخستگی ها...
از درد ها..
شاید کسی درگوشه ای از این
کلبه ی سوت و کور
حرف هایم مرحمی باشد برای زخمش
لبخند تلخی بزند
آهی بکشد
بداند تنها نیست..
دیدگاه ها (۱)

‏مادر...."باختم"این بار نه در بازی با کودکان کوچهدر زندگی با...

تنهایی ینے: دستات سرد باشه... لبات خشک باشه... چشات خیس باشن...

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکشراه آسمان باز است ، پر بکش...

بمیرم برای خودم ... برای دل خودم می نویسم ... برای دلتنگی ها...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط