وقتی اعضای اکسو بخوان باهات آشنا بشن:

وقتی اعضای اکسو بخوان باهات آشنا بشن:
سوهو:سلام خانوم می تونم با شما آشنا بشم؟😎 تو:بله بله حتما☺ ️سوهو:خب پاشو بریم محضر تا فامیل شیم دیگه...تو:☹ ️مگه ملک زمین شمالتم میگی بریم محضر🙁

کریس:خوشکلی تو ایز نات مای استایل...یو لیدی بیتیفول استایل😸 تو:😳 وات د فاز یا سیدی

تاعو:وااااا میگم تو چرا از مامانم خوشکل تری؟نکنه مامان واقعیم تویی😍 ؟؟تو:😫

دی او:سلام اممم دختر خانوم....دوست داری از کیک های من بچشی😃 تو:بله خوشحال میشم تست کنم😊 (بعد از کلی ور زدن درمورد غذا و خوردن کیک کاراملی)دی او:اصلا ولش کن آشپزی رو سرش بحث نکنیم بهتره نه؟....خب امممم می خوای برات پای سیب بپزم......😶

چانیول: میاد کنارت مثلا هم سرش توی گوشیشه..چانیول:یااااااا لعنت بهش(یه نگاه به تو میندازه میگه:سلاممممم من چانیولم....وا شما چقدر بیبی فیسی ...میگم مشکل نداره با تو یه پست بزارم اینستا اخه نگرانم دیگه فیس خوشکل گیرم نیاد😉 تو:خب حالا که اصرار دارین باشه😕 (یه سلفی میگیره بعدم پیجتو تک میکنه به عنوان دوست دخترش)

کای:😎 موهاتو میگیره جوری که نفهمی گره میزنه به دستبندش بعدم کلی اخ و اوخ میکنه.تو:😓 حالا چیکار بکنیم...کای:بنظرم بریم اتاقم تو هتله همین بغله با کمک هم بازش می‌کنیم

برای ادامه برین پارت بعدی(پست بعدی)
دیدگاه ها (۱)

سلام سلام 👋👋 حوصلم سر رفته اومدم پارت جدید رو بنویسم 😁part 4...

دوست دختر کوچولوی من

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۵ات رفت بیرون از اتاق و سومین دوید سمت اتسومین: ات ات ا...

استاد من ۲

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

خب نویسنده نوکتیس صحبت می‌کنه🗣️از کجا شروع کنم..اهم..اهم..خب...

هاییی💋☺️چطوریننن؟دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده 😭🥹امروز اومدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط