یک عراقی بزرگوار کنار حرم دستمو گرفت و گفت بیا بریم خونه‌

یک عراقی بزرگوار کنار حرم دستمو گرفت و گفت بیا بریم خونه‌ی ما استراحت کن. عرض کردم هتل گرفتم و تشکر کردم. یه‌چیزایی گفت که همشو نفهمیدم ولی متوجه شدم که می‌گفت برادرت اینجا خونه داره و تو میری هتل؟

🆔 💯
دیدگاه ها (۰)

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:3بالاخره مدرسه تموم شد و ما به سمت خ...

Pat:1اسم : عاشق چشماش شدم ا.ت . صبح که از خواب بیدار شدم دید...

Enemys Embrsce [ part ۱۶ ]

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

🖤عشقه تکرار نشدنی🩵امیدوارم از این پارت لذت ببرید خوب بریم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط