همه را از دل من عشق تو بیرون کرده

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟
می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟
خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده ی لبریز تمنا چه کنم
ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
دیدگاه ها (۱۷)

درد دل گویم و بر طبع گران است تو راچه کنم؟ گوش به حرف دگران ...

ای دیر بدست آمده بس زود برفتیآتش زدی اندر من و چون دود برفتی...

هر چه را با عشـــــق پیدا میکنی گم میشوددر به روی هرکسی وا م...

بسیار غم انگیزم ، بسیار نمیدانی !لطفی کن و حاشا کن بسیار شمر...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 𝐻𝑖𝑐ℎ𝑘𝑎𝑠🎻مهربانمچگونه ازدلتنگیهایم بگویمچگونه...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط