اشک رازیست

اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود...
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم،مرا فریاد کن...




قسمتی از شعر عشق عمومی احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ◇◇ ◇از سوز و ساز و حسرت و از داغ دل پُ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 15سلیا بلند شد و چویا را ارام ص...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

عاشقانه های شبنم

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط