.....

.....
تاریکم ای یلدا مهتاب میخواهم

لب تشنه ام ای اشک سیلاب میخواهم
... چشم من از وقتی باعشق تو تر شد

آئینه چندین باآینه ای ، تر شد

پیدا شو ای مرحم !

بر زخم پنهانم

تا صبح دیدارت بیدار مى مانم !
دیدگاه ها (۱)

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

صدای شلیک

میبخشی پارت ۵

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

اخم كمرنگم براي باري ديگر به صورتم برگشت:"اينطوري نگام نكن."...

ادامه ی پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط