زندگی بی تو پر از غم شدنش حتمی بود

زندگی بی تو پر از غم شدنش حتمی بود
با تو اما غم من کم شدنش حتمی بود
.
همه جا، از همه کس زخم زبان می خورم
این وسط اسم تو مرهم شدنش حتمی بود
.
رگ خواب تو اگر دست دلم می افتاد
قصه ی عشق فراهم شدنش حتمی بود
.
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر
این خبر سوژه ی عالم شدنش حتمی بود
.
بین ما موش دواندند! خودت می دانی
چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود
.
سیب و قلیان دو سیب و من و تو... در این حال
شخص ابلیس هم آدم شدنش حتمی بود
.
شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود
"جنت آباد" جهنم شدنش حتمی بود
دیدگاه ها (۹)

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

.وقتش شده در پیش بگیرم سفرم راجایی بروم تا تو نیابی اثرم راو...

غزلی زیبا از سعدی شیرین سخنخستهٔ تیغِ فراقم سخت مشتاقم به غا...

فراتر از خویش

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ماها دلمون با فیلم شهادتت که نهبا شنیدن نصفه و نیمه قصه شهاد...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط