.
.
.
تنها که میشدیم
رویم نمیشد دوستت بدارم
حرفهایت همه شربت " قندی " بود
که از پیش توی دل آب کرده بودی
خنده ام میگرفت
گریه ام میگرفت
اما
رویم نمیشد دوستت بدارم
.
.
.
تنها که میشدیم
رویم نمیشد دوستت بدارم
حرفهایت همه شربت " قندی " بود
که از پیش توی دل آب کرده بودی
خنده ام میگرفت
گریه ام میگرفت
اما
رویم نمیشد دوستت بدارم
.
.
- ۳۷۶
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط