چـون

چـون
خیـال تو
درآید به دلم
رقـص کنان

چه خیـالات دگر
مست درآیـد
به میـان

سخنـم مست و
دلـم مست و
خیـالات تو
مست

همه بر همدگر افتاده و
در هم نـگران!

مولانـا
دیدگاه ها (۶)

از عـــــشق نگـو بامنبیگـــانہ شوے آخراز مستے این بادہدیـــو...

فقط مال خـــــــــودمی ...خــــــــــــنده هات ...طــــــــر...

تو را من چشم در راهم شباهنگامکه میگیرند در شاخ تلاجن سایه ها...

امشب راتو برایم نقاشی کنتو رنگ بزن به خیالممیدانم که زیبا می...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

آوار خاطرات، باری دگر بر پیکر روح رنجورش فرود آمده بود و باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط