در من انگار کسی آمده تا یخ باشم

در من انگار کسی آمده تا یخ باشم
ساکن سردترین نقطه دوزخ باشم
هیچ کس صبرش را مثل من ریخته در باد ندید
هیچ کس چون من مهشید غم را غزلی شاد ندید......
دیدگاه ها (۱)

ﻋﺸﻘﺖ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﺎﺷﻪ . . . ! ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺵ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﯾ...

خدایا دیشب خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...س...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۸: سکوتِ ناگفته‌هاسوآ هنوز همون‌جا ایستاد...

AR-Lp 36

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁶انتظارش را نداشتم ا...

اکاری و تاکرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط