چرا وقتی درمن راه میروی صدای قدمهایت را نمیشنوم؟

چرا وقتی درمن راه میروی صدای قدمهایت را نمیشنوم؟

چرا اینقدر آهسته ، اینقدر نازک؟

میترسی شیشه ی دلم ترک بردارد؟

آری دل من بند خورده ی رفتن هاست ...

 آهسته بیا که اگر روزی رفتی

دل من صدپاره ی این مصیبت نشود
دیدگاه ها (۱)

آخرین بار که من از ته دل خندیدم , علتش پول نبود... انعکاس ...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

قلم عاشق شد و دل را به دلت تار نوشتنت به نت شعر و غزل بروی گ...

غمگین ترین درد مرگ نیستدلبستگی به کسی استکه بدانی هستاما برا...

پارت پنجپشت در، کسی منتظرم بودپارچه‌ی سفید، آرام از روی آینه...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

🖤 قفس سیاهپارت دوازدهم | ملاقاتلانا تمام شب خوابش نبرد.پیام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط