رومان عشق بی نھایت پارت 12

رومان عشق بی نھایت پارت 12
از زبان ملیسا
کوک مچ اون دختر زورگو رو گرفت و محکم پرتش کرد اونور واقعا اون دختر خیلی عصبی شد
از زبان کوک
دیدم کہ اون دختر سیلی زد بھت الان حالت خوبہ ببینم درد داری ملیسا گفت:خیلی ممنون حالم خوبہ نہ زیاد درد نداشت و من ھم رفتم پیش اون دختر پور رو و سرش داد زدم و اشک ھاش سرازیر شد اما برام مھم نبود و بھش گفتم کہ از اینجا دور بشہ چون اگہ ببینمش سر از بدنش جدا میکنم اون ھم با دوستاش تا جایی کہ میتونستم فرار کردن
از زبان ملیسا
واقعا ھرچی بیشتر میبینمش بیشتر عاشقش میشم خیلی جذابہ اون بہ من گفت:اگہ یکبارہ دیگہ ازیتت کردن بہ من بگو منم گفتم حتما و جمین رو بہ حنا کرد و گفت: شما خانم حالتون خوبہ خیلی بانمک بودن اون ھا شیپ ھایہ خیلی خوشگلی ھستن
و بعد با کوک چشم تو چشم شدم واقعا خیلی خوشگل بود
زنگ خونہ خورد و من رفتم خونہ۔۔۔
دیدگاه ها (۰)

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

رومان روز برفی (پارت7)از زبان جونگکوکتو دفتر کارم بودم کہ تھ...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:23بقیشم که خودت می دونی ...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط