خوش آنکه حلقه هاى سر زلف واکنى
خوش آنکه حلقه هاى سر زلف واکنى
دیوانگان سلسله ات را رها کنى
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنى تو هم بیا که تماشاى ما کنى
کردى سیاه زلف دو تا را که در غمت
مویم سیاه سازى و پشتم دو تا کنى
تو عهد کرده اى که نشانى به خون، مرا
من جهد کرده ام که به عهدت وفا کنى !
من دل ز ابروى تو نبرم به راستى
با تیغ کج اگر، سرم از تن جدا کنى
گر عمر من وفا کند اى ترک تندخوى!
چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنى
سر تا قدم نشانه تیر تو گشته ام
تیرى خدا نکرده مبادا خطا کنى !
تا کى در انتظار قیامت توان نشست؟
برخیز تا هزار قیامت بپا کنى
دانى که چیست حاصل انجام عاشقى
جانانه را ببینى و جان را فدا کنى
شکرانه اى که شاه نکویان شدى به حُسن
مى باید التفات به حال گدا کنى
دیوانگان سلسله ات را رها کنى
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنى تو هم بیا که تماشاى ما کنى
کردى سیاه زلف دو تا را که در غمت
مویم سیاه سازى و پشتم دو تا کنى
تو عهد کرده اى که نشانى به خون، مرا
من جهد کرده ام که به عهدت وفا کنى !
من دل ز ابروى تو نبرم به راستى
با تیغ کج اگر، سرم از تن جدا کنى
گر عمر من وفا کند اى ترک تندخوى!
چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنى
سر تا قدم نشانه تیر تو گشته ام
تیرى خدا نکرده مبادا خطا کنى !
تا کى در انتظار قیامت توان نشست؟
برخیز تا هزار قیامت بپا کنى
دانى که چیست حاصل انجام عاشقى
جانانه را ببینى و جان را فدا کنى
شکرانه اى که شاه نکویان شدى به حُسن
مى باید التفات به حال گدا کنى
- ۷.۰k
- ۰۶ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط