من که در پیله ی خویش

من که در پیله ی خویش

شوق پروانگی از یادم رفت..

لااقل موقع رفتن بسپار

ابر جای تو ببارد به سرم..

ماه جای تو بتابد به شبم..

وسرانگشت بزند گاهگاهی به دلم..

شاید این تلخی ایام غم انگیزم

را باز با یاد تو از یاد ببرم..
دیدگاه ها (۲۲)

بدون که همیشه چشم انتظارم..بدون که تو خیالتم تنها نیستی..بدو...

بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراببیمار خنده های توامبیشتر بخنداست...

هیچ کس ویرانیم را حس نکردوسعت تنهائیم را حس نکرددر میان خنده...

درد یعنی‌ سرت به همون سنگی‌ بخوره که به سینه میزدی ...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

راز پـــــشـــــتـــــــ پـــــنــــجـــــره #پارت-پنجمآپا =...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط