سیم خاردار ...

سیم خاردار ...
یک نفر باید داوطلب می‌شد که روی سیم خاردار دراز بکشد تا بقیه از روی آن رد شوند ...
یک جوان فورا با شکم روی سیم خاردار خوابید، همه رد شدند جز یک پیرمرد
گفتند: «بیا!»
گفت:« نه! شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش! مادرش منتظره!»
چسبیدن به سیم خاردار کجا و چسبیدن به مقام و جایگاه کجا ....!!!
دیدگاه ها (۰)

🎥 #ببینید | عجیب ترین اتفاق بعد از ۸۰ سال...!!♨️ آنچه که از ...

سایه شمشیر

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁶...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~چشمای مرد بزرگتر گرد تر شد، صورتش به...

پارت ۲۷هاشیراما رسید تو هتل به معنای واقعی کلمه از کل در و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط