لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم

لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم

از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو ؟

و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم

گفتم ای کاش پناهم باشی

همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی …

و تو گفتی هستم ؛ تا نفس هست کنارت هستم …
دیدگاه ها (۴)

...

از دور دوستت داشتم !بی هیچ عطریآغوشینگاهییا حتی بوسه ایتنها ...

.....

.,......

عاشقانه های شبنم

رها❤ خواستم بگم تو همه ی زندگی منیولی شاعر میگهاز تو گفتم غز...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

میخواهم...میخواهم قهر کنم.‌‌...با دنیایی که تو را ازمن گرفت....

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط