قصه این است

قصه این است
روبروی هزار آیینه هم که بایستم
تصویر تورا می بینم
ترجیع بند دلم شده ای ای نازنین
می روم و می آیم از تو می نویسم
گرچه فاصله ما اندک نیست و دست دلم به تو نمی رسد
هر بار که ماه را می بینم دلخوش به اینکه آسمان یکی
حالا که نیستی چه فرقی می کند
روز باشد یا شب
بهار باشد یا پاییز
قصه این است درگذر همه فصل ها
من دلم تو را می خواهد.
دیدگاه ها (۷)

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

*با تو لیلا، بید، مجنون‌وار می‌ریزد به‌همزیر باران، رقص گندم...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

فراتر از خویش

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط