تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم،
دیدگاه ها (۳)

از تو می نویسم که صورت گرمی داری٫لبهایی گرمتر و دلی به گرمی ...

مــیــــگی مهـــــم نیستــــــــ امـــــا اســـمشــــو وقتــ...

...

...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

*و ما خاطرات را چونان میخی زنگ زده از دل دیوار بیرون می‌کشیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط