دلــم

دلــم
باران میخواهد ...
بارانی آرام، اما طولانی
تا دست در دست قطره هایش
و پا به پای نمناکی اش
تمام کوچه های باغ ها را
با پا های برهنه قدم زنم
من بغض کنم
آسمان ببارد
آسمان بغض کند
من اشک بریزم
آنگاه هر دو آرام شویم ..

دیدگاه ها (۶)

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

آنقدر دلم برایت تنگ شده است که با یاد آوری تو ناخوداگاهگریه ...

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! زبانم را گاز می گی...

پارت : ۲۸ قشنگام شرط ها رسید قبلا ۱۲۰ بودیم و الان شدیم ۱۲۳ ...

چی‌هیونگ داشت گریه میکرد اشک می‌ریخت و به دنبال مالش می‌دوید...

my vampire. p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط