خدایا....یه لحظه یه چیزی بگم؟؟؟؟

خدایا....یه لحظه یه چیزی بگم؟؟؟؟
اروم میگم,بین خودمون باشه....خودت ازدل من خبرداری....
میبینی ک هنوز نگفته چشام خیس شده امامیخوام یه باردیگه ب خودت بگم....
اروم میگم
‘‘دلم برااااااش خیییییییییییییییلی تنگ شده’’....
دیدگاه ها (۱)

روزی که گذشت روز بسیار بسیار فرسایشی و سختی برای من بود ... ...

رمان آرام باش

رمان تو خود منی

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

《🍻  ❤️  😈ملکه مافیا😈   ❤️   🍻》#part4بعد یه دقیقه میکشیم عقب ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁸چند قدم به سمتم اومد.روبه‌روش وایسادم...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط