Iove and the moon
Iove and the moon
Part35
همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن بودیم
یونا:رومی دلم درد گرفت میشه یه جا بشینیم
رومی: حالت خوبه میخوای بگم ماشین بیارن
یونا: اره بگو به دکتر لیاگ میگم بیاد
رومی: باشه یه دقیقه وایسا زنگ بزنم راننده
یونا: باشه فقط یکم زود تر خیلی حالم بده
رومی: باشه به کوک زنگ بزنم بگم
یونا: الان بهش بگی میخواد چی کار کنه اون الان پاریسه
رومی: میدونم اما
یونا: اما چی الکی نگران میشه
رومی: باشه
۳۰دقیقه گذشته بود به خونه رسیدیم کمی بعدتر دکترلیاگ امد
دکتر: حاله بچه تون خوبه فقط فشارتون بالاست
یونا: باشه دکتر خیلی ممنونم که زود آمدید
دکتر: من کاری نکردم وظیفه من مراقب از بیمارهام است که سرمتون که تمام شد پرستار آن را میشه
یونا: خیلی ممنون
رومی: حالت خوبه
یونا: اره خیلی از اون موقع بهترم
رومی: حالا زنگ بزنم جونگ کوک
یونا: اره
بوق بوق ( صدای تلفن )
کوک: الو سلام
رومی: سلام میگم یونا
کوک:( خیلی نگران) یونا چی حالش خوبه بچمون چی
رومی: حال هردوشون خوبه فقط نیم ساعت پیش حال یونا بد شد الان خوبه
کوک: چی گوشی بده یونا
یونا: سلام کوک
کوک: سلام حالت خوبه
یونا: اره خوبم فقط فشارم رفته بود بالا الان حالم خوبه اما به بغلت بیشتر نیاز دارم تا این سرم
کوک: سرم زدی
یونا: اره درد داشت
کوک: کادو برات گرفتم
یونا: واقعا خیلی ذوق کردم بگو چیه
کوک: باید خودت ببینی ۱ ساعت دیگه پرواز دارم ساعت ۱۰ میرسم کره
یونا: هوراااااا پس این دل تنگی دیگه داره تمام میشه
کوک: اره فقط میگم چیزی نمیخوای برات بخرم
یونا : اممم لواشک میخوام و پاستیل
کوک: اینها برات بدن خوب نیست
یونا: لطفا فقط پاستیل لطفا
کوک: یه بسته کوچولو ولی برات بازم میگم خوب نیست
یونا: مرسی عشقم بوس بهت بای بای
کوک: ولی من هنوزم میخوام به صدات گوش بدم
یونا: بیای تا صبح برات حرف میزنم
کوک: واقعا
یونا : اره چیزی من زیاد دارم فکه
کوک: ( باخنده )درست گفتی عشقم
یونا: عشقم امیدوارم سالم سلامت بیای پیشم تا وقتی نیای نمی خوابم
کوک: باشه اما از این بعد قبل ساعت ۱۰ باید خواب باشی
یونا: نمیخوام من قهرم خدافظ
کوک: یونااااا باشه خدافظ
-------------------
کوک: سلام عشقم امدم خونه
به سرعت رفتم بغلش منو تو هوا چرخاند
یونا: دلم ب ات تنگ شده بود
کوک: من دلم برای عطر تنت تنگ شده بود
یونا:من دلم برای همه چیت تنگ شده بود
کوک: خب به بوس میدی
یونا: اول کادوم بده
کوک: باشه عشقم
یونا: بهم بگو ملکه
کوک: باشه ملکه کوچولو
یونا: هــــــی
کوک: اینم کادو شما
یونا: این چیه وای خدا چقدر خوشگله ممنونم حالا بوست میکنم
کوک: پس اگه بقیه ببینی باهام می خوابی
یونا: بچه میشنوه
کوک: راست میگی حالا اون لب بده بیا
بعد از بوسیدن هم دیگه
کوک: راستی امروز چی شده بود
یونا: خــــــب فشارم رفت بالا دلم درد گرفت سرگیجه داشتم اصلا به حال بدی بود
کوک: الهی من بمیرم تو درد نگشی
یونا: 9ماه دیگه درد بیشتری مهم دارم
کوک: ها راستی
یونا: بریم بخوابیم باشه
کوک: پیاده میای یا گولت کنم
یونا: گولم کن فقط ارام که بچه لح نشه
کوک: باشه ملکه کوچولو
یونا: بریم که با پتو حال نمی کنم
کوک: چرا
یونا: چون اندازه تو گرم نیست
کوک: واقعا
یونا: اره
کوک: پس بیا بغلم جوجه
یونا : باشه
کوک: میگم چرا خدمتکار ها خونه نیستن
یونا: یه هفته بهشون مارخسی دادم
کوک: چرا اونا باید تا وقتی من نبودم ازت مراقب میکردن
یونا: اره حال نداشتم تو خونه کسی باشه
کوک: چه ربطی داره
یونا: خودم هم نمیدونم
کوک نمیتونست جلو خندهش رو بگیره
کوک: واقعا
یونا: اهوم
کوک: باشه بگیریم بخوابیم
یونا: آفرین
#عشق_وماه
Part35
همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن بودیم
یونا:رومی دلم درد گرفت میشه یه جا بشینیم
رومی: حالت خوبه میخوای بگم ماشین بیارن
یونا: اره بگو به دکتر لیاگ میگم بیاد
رومی: باشه یه دقیقه وایسا زنگ بزنم راننده
یونا: باشه فقط یکم زود تر خیلی حالم بده
رومی: باشه به کوک زنگ بزنم بگم
یونا: الان بهش بگی میخواد چی کار کنه اون الان پاریسه
رومی: میدونم اما
یونا: اما چی الکی نگران میشه
رومی: باشه
۳۰دقیقه گذشته بود به خونه رسیدیم کمی بعدتر دکترلیاگ امد
دکتر: حاله بچه تون خوبه فقط فشارتون بالاست
یونا: باشه دکتر خیلی ممنونم که زود آمدید
دکتر: من کاری نکردم وظیفه من مراقب از بیمارهام است که سرمتون که تمام شد پرستار آن را میشه
یونا: خیلی ممنون
رومی: حالت خوبه
یونا: اره خیلی از اون موقع بهترم
رومی: حالا زنگ بزنم جونگ کوک
یونا: اره
بوق بوق ( صدای تلفن )
کوک: الو سلام
رومی: سلام میگم یونا
کوک:( خیلی نگران) یونا چی حالش خوبه بچمون چی
رومی: حال هردوشون خوبه فقط نیم ساعت پیش حال یونا بد شد الان خوبه
کوک: چی گوشی بده یونا
یونا: سلام کوک
کوک: سلام حالت خوبه
یونا: اره خوبم فقط فشارم رفته بود بالا الان حالم خوبه اما به بغلت بیشتر نیاز دارم تا این سرم
کوک: سرم زدی
یونا: اره درد داشت
کوک: کادو برات گرفتم
یونا: واقعا خیلی ذوق کردم بگو چیه
کوک: باید خودت ببینی ۱ ساعت دیگه پرواز دارم ساعت ۱۰ میرسم کره
یونا: هوراااااا پس این دل تنگی دیگه داره تمام میشه
کوک: اره فقط میگم چیزی نمیخوای برات بخرم
یونا : اممم لواشک میخوام و پاستیل
کوک: اینها برات بدن خوب نیست
یونا: لطفا فقط پاستیل لطفا
کوک: یه بسته کوچولو ولی برات بازم میگم خوب نیست
یونا: مرسی عشقم بوس بهت بای بای
کوک: ولی من هنوزم میخوام به صدات گوش بدم
یونا: بیای تا صبح برات حرف میزنم
کوک: واقعا
یونا : اره چیزی من زیاد دارم فکه
کوک: ( باخنده )درست گفتی عشقم
یونا: عشقم امیدوارم سالم سلامت بیای پیشم تا وقتی نیای نمی خوابم
کوک: باشه اما از این بعد قبل ساعت ۱۰ باید خواب باشی
یونا: نمیخوام من قهرم خدافظ
کوک: یونااااا باشه خدافظ
-------------------
کوک: سلام عشقم امدم خونه
به سرعت رفتم بغلش منو تو هوا چرخاند
یونا: دلم ب ات تنگ شده بود
کوک: من دلم برای عطر تنت تنگ شده بود
یونا:من دلم برای همه چیت تنگ شده بود
کوک: خب به بوس میدی
یونا: اول کادوم بده
کوک: باشه عشقم
یونا: بهم بگو ملکه
کوک: باشه ملکه کوچولو
یونا: هــــــی
کوک: اینم کادو شما
یونا: این چیه وای خدا چقدر خوشگله ممنونم حالا بوست میکنم
کوک: پس اگه بقیه ببینی باهام می خوابی
یونا: بچه میشنوه
کوک: راست میگی حالا اون لب بده بیا
بعد از بوسیدن هم دیگه
کوک: راستی امروز چی شده بود
یونا: خــــــب فشارم رفت بالا دلم درد گرفت سرگیجه داشتم اصلا به حال بدی بود
کوک: الهی من بمیرم تو درد نگشی
یونا: 9ماه دیگه درد بیشتری مهم دارم
کوک: ها راستی
یونا: بریم بخوابیم باشه
کوک: پیاده میای یا گولت کنم
یونا: گولم کن فقط ارام که بچه لح نشه
کوک: باشه ملکه کوچولو
یونا: بریم که با پتو حال نمی کنم
کوک: چرا
یونا: چون اندازه تو گرم نیست
کوک: واقعا
یونا: اره
کوک: پس بیا بغلم جوجه
یونا : باشه
کوک: میگم چرا خدمتکار ها خونه نیستن
یونا: یه هفته بهشون مارخسی دادم
کوک: چرا اونا باید تا وقتی من نبودم ازت مراقب میکردن
یونا: اره حال نداشتم تو خونه کسی باشه
کوک: چه ربطی داره
یونا: خودم هم نمیدونم
کوک نمیتونست جلو خندهش رو بگیره
کوک: واقعا
یونا: اهوم
کوک: باشه بگیریم بخوابیم
یونا: آفرین
#عشق_وماه
- ۹۶۹
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط