🍃 🌿 🍃 🌿 🍃

🍃 🌿 🍃 🌿 🍃

حسین "ع" جان
دل دل می زند دلم
و نگرانم این روزها
روزشمار شده ام و چوب خط می کشم بر تن تقویم های زمان 📝 📆
محرم اگر تمام بشود دوباره جایمان را به من پیش از آن ندهیم یک وقت؟
نکند چادر و شال های بلند مشکی امسالمان،نصیبی جز سیاهی سال بعد نبرند؟😕
و تمام سیصد و اندی روز بعد را با دلی که از شما فرسنگ ها دور شده در کوچه های بی پروایی قدم بزنیم...😒
نکند چادر های کوچک دخترکان تازه قد و قامت کشیده مان را که به بهانه ی همراهی و همدلی با عاشورائیان با عشق و شور و شوقی کودکانه بر سر کرده بودند،تا کنیم و دوباره روز از نو روزی نو ...😔
هر روز و هر دهه ای از محرم که می گذرد انگار دوباره بیشتر و بیشتر وارد دنیای بی حسین می شویم!😞
حسین جان دیگران را نمی دانم اما من دلم را نذر محرمت می‌کنم اگر تنها بدانم که مرا به دنیای پر ذلتی که بدون شماست،برنمی گردانی!😢
دلخوش به اربعین مانده ام...😭

#الهه_تیموری ✍
#بدون_ذکر_منبع_کپی_نکنید ❌

@bahejab.com🌹
دیدگاه ها (۲)

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

جمـــع آوری پارچه های عـــزا و سیاه از حـــرم مطهـــر سیدالش...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

The Joke That Broke Us

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

🔰 عید‌الزهراء ...♻️ برگزار‌ کردن جشن به مناسبت نهم ربیع‌الاو...

عیدالزهراء ... نهم ربیع ...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط