+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.131

(از زبون جونگ کوک)

چند روز بعد، تصمیم گرفتیم اتاق بچه رو آماده کنیم. ا.ت هنوز خسته بود و تهوعش گاهی سراغش می‌اومد، ولی وقتی گفتم می‌خوام اتاق رو با هم آماده کنیم، چشماش برق زد.

من کمکش کردم بلند شه و بردیم اتاقی که قبلاً برای بچه در نظر گرفته بودیم. اتاق بزرگ و روشن بود، با پنجره‌های بزرگ که به باغ باز می‌شد.

اول دیوارها رو رنگ کردیم. ا.ت رنگ صورتی ملایم و سفید رو انتخاب کرد. من رنگ زدم و ا.ت روی صندلی نشسته بود و دستور می‌داد کجا رنگ بزنی.

(با لبخند) 
- اون گوشه رو بیشتر رنگ کن. می‌خوام روشن باشه.

ا.ت خندید و گفت:

+ احمق، اونجا که رنگ زدی سفیدِ، صورتی رو بیشتر بزن.

ما با هم خندیدیم و ادامه دادیم. بعد مبل و تخت کوچیک صورتی رو آوردیم. ا.ت روی تخت نشست و دستشو رو شکمش گذاشت.

(آروم) 
+ تصور کن روزا اینجا بخوابه... کوچیک و قشنگ.

من کنارش نشستم و دستمو روی شکمش گذاشتم.

(آروم) 
- رزا جون... داره بزرگ می‌شه. اتاقش داره آماده می‌شه.

بعد لباس‌ها و اسباب‌بازی‌های کوچیک رو چیدیم. ا.ت یه عروسک خرگوش صورتی رو برداشت و بغل کرد.

(با لبخند) 
+ اینو دوست دارم. برای روزا می‌ذاریم رو تختش.

من یه لامپ کوچیک با شکل ماه و ستاره آوردم و نصب کردم.

(با شیطنت) 
- شب‌ها وقتی گریه کنه، اینو روشن می‌کنم و براش لالایی می‌خونم. البته اگه مادرش اجازه بده.

ا.ت خندید و سرشو به شونه‌م تکیه داد.

+ ...دوست دارم. خیلی دوست دارم این اتاق رو.

ما ساعت‌ها تو اتاق بودیم. رنگ زدیم، مبل چیدیم، لباس‌ها رو مرتب کردیم، حتی یه گوشه برای بازی درست کردیم.

وقتی تموم شد، ا.ت ایستاد وسط اتاق و به همه چیز نگاه کرد.

(با صدای نرم) 
+ حالا واقعاً حس می‌کنم داره می‌شه... یه خانواده.

من از پشت بغلش کردم و شکمشو نوازش کردم.

(آروم) 
- آره... خانواده ما. تو، من، و روزا جون.

ا.ت سرشو به سینه‌م چسبوند و آروم گفت:

+ ...ممنون که اینجایی.

من پیشونیشو بوسیدم و محکم‌تر بغلش کردم.

اتاق بچه آماده شده بود. و ما هم داشتیم آماده می‌شدیم برای یه زندگی جدید............
ادامه دارد..........
برای پارت بعدی:
۶۵ لایک
۲۵ کامنت
لایک پست های جدید بالای ۳۵ تا
کامنت بالای ۵ تا
دیدگاه ها (۳۱)

من بمیرم براتون پارت همو میخونیننننن

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.130(از زبون جون...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.129(از زبون ا.ت...

پارت پنجم✨‌میان رنج ها✨‌نشستن روی مبل ا/ت اون ور مبل نشست و ...

سناریو ازدواج اجباری پارت ۶

سناریو باچیرا ادامه پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط