خیلی سخته با رَگ بُریده بنویسی!!!

خیلی سخته با رَگ بُریده بنویسی!!!
از لکه های خُـــــونِ روی کاغذ هم نترس...!
تَــــرس نداره که خُونِ!!!!
امشب هرچی زنگ زدم گوشیــــتو جواب ندادی...
میخواستم بگم میخواستـــــم بگم ،
یــــــادته اون روزا که تازه آشنا شده بودیم بغلت کردم...
درگوشِت گفتم
من زود وابسته میشم اگه یه روزی خدای نکرده. . .
حرفمو قط کردی و دست کشیدی رو ابروهام گفتی تا تهش هستم تــــــهِ تهش. . .
بعد دوتایی باهم خندیدیم!
یادته گفتم یکی قبل تو تو زندگیم بود که همه چیزمو خراب کردو رفت!!!
بازم حرفمو قط کردی با اون چشمایِ درشتو نازت بهم چشم غُره رفتی گفتی
اه اه اه بدم میاد همش حرف از جدایی همش حرف از رفتن چیه شیطون چشت یکی دیگرو گرفته ها!؟!؟!
بعدش خندیدی ولی میخواستم بگم دیگه طاقت ندارم تورو از دست بدم بری میزنم...
قیدِ همچیرو میزنم...
آخ دیگه دستم توانِ نوشتن نداره...
فقط یه سوال: گفتی تا تهــــش هستم من الان تَهِ تَهَم تو کجــــایــــی؟
دیدگاه ها (۳)

پارت۴۶

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

شب التیام.

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.11ته جونگ:لعنتی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط