زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان

زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خودکشی کنند. پس به بالای بلندترین آپارتمان رفتند و مرد گفت:من از یک تا سه می شمارم بعد هر دو همراه هم می پریم. زن قبول کرد. مرد شمرد: ١ ٢ ٣ زن پرید اما مرد از سر جایش تکان نخورد و فقط سقوط کردن زنش را تماشا می کرد که یکدفعه زن چترش را باز کرد به سلامتی و آرامی بر زمین نشست. سؤال این است: خائن ترینشان کدامیک بودند؟ مرد یا زنش؟! Cm plz
دیدگاه ها (۴)

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

🖤 پارت هفدهم | محاصرهچراغ‌ها خاموش شدند.صدای قفل شدن درها تو...

ادامه¹ + واقعاً که! آدمو می‌دزدین، بعد حتی حاضر نیستین پول ش...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خو...

حتمابخونیدا جالبه زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفت...

حتمابخونیدا جالبه زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفت...

زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خو...

زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خو...

زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط