دلم به حال پروانه ها می سوزد

دلم به حال پروانه ها می سوزد

وقتی چراغ را خاموش می کنم

و به حال خفاش ها

وقتی چراغ را روشن

ایا نمی شود قدمی برداشت

بی ان که کسی برنجد ؟!
دیدگاه ها (۱)

این همه مست در این شهر که پس هشیاراستاین همه خفته در این شهر...

از گناه کوچک کسی که دوست داری بگذر چون سرانجام تنهایی کاری خ...

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا میی دهم و مسئولیتهای ی...

عارفـی را دیدند مشعلی و جـــــام آبـی در دست ، پرسیدند : کجا...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

تاآخر این جنگ امارات چیزی ازشنمی‌مونه خائن ♨️اقدام چراغ خامو...

پارت ۲۶ 🖤چراغ‌ها خاموش بود و فقط نور گوشی‌ها راهرو رو روشن م...

«سوگند عشق»⁵:partتمام چراغ‌های یوکوهاما خاموش شدند.برای چند ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۰ شب، وقتی نامجون لیا رو جلوی خونه پیا...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط