گل خونی

گل خونی
پارت 47


تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش

# به جونگکوک چی گفتی که ناراحت بود

+ چیزی نگفتم

# برو از دلش در بیار 

+ باشع

تهیونگ رفت توی اتاق دید جونگکوک نیست رفت همه اتاق هارو گشت و بلاخره جونگکوک رو پیدا کرد 

+ چرا اینجایی

جونگکوک چیزی نگفت

+ بیبی چرا با ددیت حرف نمیزنی

بازم چیزی نگفت

تهیونگ کم کم داشت  نزدیک میشد

+ بیبی کوچولو

- هوم
+چه عجب

- تو گفتی که ساکت شم حرف نزنم

+ ببخشید اون موقع عصبی بودم

- عصبی باشی باید رو من خالی کنی

+ واقعا ببخشید

- باید تنبیه بشی که دیگه تکرار نکنی

+ چی تو میخوای منو تنبیه کنی  ( با خنده )

- ارع

+ چطوری

- دو شب یا سه شب از هم جدا میخوابیم

+ چی داری شوخی میکنی مگه نه

- نه راست میگم

+ جرعت داری درباره بگو

- باشه اسرار میکنی یک شبش میکنم

+ چی نشنیدم

- میگم یک شب از هم جدا میخوابیم

+ باشه خودت خواستی

تهیونگ جونگکوک ر‌و بغل کرد انداختش روی کولش داشت جونگکوک رو میبرد توی اتاق جیمین اونا رو دید  داشت میخندید که

- جیمین کمکم کن بهش بگو ولم کنه

# نمیتونم

+ بیبی انقدر داد بیداد نکن .........
دیدگاه ها (۲)

مهمونی پارت ۳۹

You are paying back karma پارت²⁴جیمین با عجله به سمت تهیونگ ...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

عشق مافیا:)))!پارت سیزده : جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش...

فصل ۲ پارت ۴× هنوز بهش میگی دوست؟ میدونی اگه دو دیقه دیرتر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط