تو چه ڪردے ڪه به چشمان تو عادت ڪردم

تو چه ڪردے ڪه به چشمان تو عادت ڪردم
روز و شب در طلبت سخت عبادت ڪردم

شدم از دیدهء تو مست و نوشتم شعری
به فدایت گلِ من، باز جسارت ڪردم

ڪشف ڪردم لب مستانهء الڪل گونت
از همان روز به پیمانه خیانت ڪردم

دوستت دارم و این عشق ندارد شعبه
بر سر عشقِ تو با خلق رقابت ڪردم

آنقدر خوب و عزیزے ڪه برایت هر شب
از خدایم طلب اوج سعادت ڪردم

گر چه رفتے و ندیدے همه احساسم را
هر چه شعرست براے تو ڪتابت ڪردم

آخر از سردے رفتار تو رنجید دلم
سخت دلگیر شدم، باز نجابت ڪردم

گفته بودے چه ڪسے روز قیامت را دید؟
من براے تو به پا روز قیامت ڪردم

تو ڪه از فاصله ها هیچ نمے ترسیدی
من ولے فاصله را باز رعایت ڪردم

چشم من بود به ساعت ڪه ببینم رویت
بعد ڪوچت بخدا پشت به ساعت ڪردم..
دیدگاه ها (۵)

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

.....//برده ی زیبا//......

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 6+ممنونم.. _همینو برمیدا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط