تمام این روزها سکوت کردی.!امروز که روز جدایمون بود وقت رف

تمام این روزها سکوت کردی.!امروز که روز جدایمون بود وقت رفتن وقتی گفتم حرفی نداری من دارم میرم.گفتی تو داری میری!اگه تو حرفی داری بزن؟تعجب کردم یعنی بعد این همه سال حرفایم رانشنیده بود.وقت رفتن گفتم.تمام حرفهایم تکراریست.توهمه راشنیده ای...من ازتوحرفی میخواهم...بازهم سکوت کرد.گریه ام گرفت.من منتظرنبودم بگویدبمان؟ من فقط دلم برای صدایش تنگ شده بود که ان هم باسکوتش ازم گرفت.
دیدگاه ها (۱)

خستم ازحرفای تکراری...

بیاک خیلی تنهام...

بعضی وقتها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی...

فــرقی نــدارد .. چــه ڪسی چــہ می گــویــد ، " تــــــــــ...

ارباب خشن من ۱۴

پارت ۱۰: اخرباران آرام‌تر شده بود.نه مثل قبل که تند و خشن می...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴⁷ " چندی بعد "هر دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط