**سجاده را دوست داشتم..

**سجاده را دوست داشتم..
اسمش را گذاشته بودم:
«آغوش همیشه بازِ خدا»...
هرجا سجاده بود،میشدباخداخلوت کرد...
هنوز هم سجاده را دوست دارم!
اما یادگرفتم برای خلوت کردن با خدا لازم نیست دنبال سجاده بگردم!
تمام زمین سجاده است..
وقتی که خدا لحظه به لحظه در یاد من است...**

♥ روزگارتون پرباشه ازلحظه های دو نفری با خدای مهربون♥
دیدگاه ها (۵)

*خدایا!دست هایم به آرزوهایم نرسید..آنها بسیار دورند..اما درخ...

**ﭼﺎﺩﺭﺕ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻫﺴﺖ..ﭘﺲ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺗﺮﺵ ﻧﮑﻦ..“ﭼﺎﺩﺭ”ﯾﺎ...

**وقتی چشم هایت رابرحرام می بندی..وقتی با آهنگ نجابت و وقار،...

*آدم های مهربان زیادی رامی شناسمکه هر بارسفارش می کنند: مراق...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part40ی عادت بدی داشتم اونم باز گذاشتم در بود...

سناریو تک پارتی از کایزر(نکته دوستان این سناریو رخ داد هاش ب...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

P9 .MY GOOD MISTAKE.

My nurse

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁶ویو لارااین مرد واقعا عجیبه ...

رمان :قرارداد سرنوشت

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط