تو گرمِ چایِ خود بودی و لبم می‌گفت:

تو گرمِ چایِ خود بودی و لبم می‌گفت:
که کاش من، لبِ خوشبختِ استکان بودم.😋


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

دلِ ویرانه ی خود را به غزل ساختمش شده آماده ی تقدیم، ولی یار...

دردِ دل های مرا از چشمِ غم بارم ببیناینچنین نامهربانی با دلم...

دلم یک خانهٔ قدیمی میخواهد ...یک بوته ی یاس میخواهم که میان ...

دوستت دارم نگفتم، تا نرنجانم تو را جز تو اما حالِ من با هیچک...

ای که در لب های تو خوابیده قند قیمتش را هم بگو یک حبه چند ؟#...

همچو یک حبه ی قند است دلِ شیرینمآرزو کرده که در چای دلت آب ش...

همیشه خواسته‌ام از خدا فقط او راچنان که تشنه‌ لبی، چای قند پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط