زخمی که بر دل آید مرهم نباشد او را

زخمی که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
خامی که دل ندارد این غم نباشد او را

گفتی که : دل بدوده ، من جان همی فرستم
زیرا که با چنان رخ دل کم نباشد او را

عیسی مریم از تو گر باز گردد این دم
این مرده زنده کردن دردم نباشد او را

گویند : ازو طلب دار آیین مهربانی
نه نه ، طلب ندارم ، دانم نباشد او را

از پیش هیچ خوبی هرگز وفا نجستم
زیرا وفا و خوبی باهم نباشد او را

از چشم من خجل شد ابر بهار صد پی
او گر چه بربگرید ، این نم نباشد او را

این گریه که کریمی کرد از درد دوری او
گر بعد ازین بمیرد ماتم نباشد او را...
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

هم خانه‌ايم ، روي گرفتن حلال نيستناگفته پرسشي ، که سخن را مج...

بورک نازم🌸❤دلبـر ، چندين عتاب و جنگ و خشم و ناز چيست ؟    از...

🌸❤شد زنده جان من به مي ، زان ياد بسيارش کنمانگور اگر منت نهد...

این همه مستی ما مستی مستی دگرستوین همه هستی ما هستی هستی دگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط