از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


☘☘
دیدگاه ها (۱۴)

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

در‌سرم‌نیست‌دگر‌غیر‌تو‌رویای‌کسی،قبلا‌هرگز‌نشدم‌‌اینهمه‌شیدا...

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

چشمان قشنگ تو مجسّم شدنی نیستآهنــگ دلم بی تو منظّم شـــدن...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

عاشقانه های شبنم

افسووووس که اینقدر پرت جواب می دید 😐 خبرنگار از مهاجرانی سخن...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط