خــلـد گــر بـه پـا خـاری، آسـان بـرآرم

خــلـد گــر بـه پـا خـاری، آسـان بـرآرم
چـه سـازم بـه خـاری کـه در دل نشیند؟

🌹🌹🌹

سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی
که روزی چشم‌هایم را، به دنیایی نمی‌دادی

سلام ای رفته از دستی، که می‌دانم نمی‌آیی
و می‌دانم برای من، امیدی رفته بر بادی

به خاطر داریَم آیا؟! به خاطر دارمت آری!
سلام ای باور پاکی، که از چشمم نیفتادی

اسیر عشق من بودی، زمانی، لحظه‌ای، روزی
رهایت کردم و گفتم: پرستویم تو آزادی!

نوشتی: بی تو می‌میرم، خرابت می‌شوم عمری
کنون فردای دیروز است، ببین حالا چه آبادی!

سکوتم را نکن باور، خودت هم خوب می‌دانی
که در اشعار من چیزی، شبیهِ داد و فریادی!

حقیقت زهر تلخی بود، که آگاهانه نوشیدم
از این هم تلخ‌تر باشی، همان شیرینِ فرهادی ... !
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

My lovely neighbor part : 64

#دل‌نوشته(۳۳)این بود جواب من دل‌خسته‌ی عاشق!؟شیرین رقیبان شد...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

no copyعاشق این شعرمسلام ای عشق دیروزی,منم آن رفته از یادیک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط